بررسی نظریه ی «شکّاکیت نوین» درباره ی شخصیت و سیره ی پیامبر(ص)

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تهران پردیس قم

2 ناظر علمی - استاد دانشگاه قم

چکیده

طی سده‌های اخیر، مطالعات خاورشناسان و پژوهش‌گران غربی در باب شخصیت و سیره‌ی پیامبر(ص) دو مسیر متمایز را پیموده است: 1. رویکرد «سنت‌گرا» یا «خوش‌بین»؛ 2. رویکرد «تجدیدنظرطلب» یا «شکّاک». نخستین رویکرد، یعنی «سنت‌گرا» برای منابع روایی مربوط به زندگانی حضرت محمد(ص) ارزش تاریخی قائل است. طرفداران این رویکرد، گستره‌ی تحقیق خود را به نگاشته‌های مسلمانان محدود کرده و این منابع را مطابق با مبانی و عرف دانش‌پژوهی خودِ مسلمانان بررسی می‌نمایند. رویکرد دوم، یعنی «تجدید نظرطلب» مکتوبات مسلمانان را برمبنای روش‌های نقدِ منبع تحلیل می‌کنند و نگاشته‌های غیرعرب‌های هم‌عصرِ دوره‌ی ظهور اسلام و بقایای مادیِ برجای‌مانده از این دوره مانند یافته‌های باستان‌شناسی، کتیبه‌شناسی و سکه‌شناسی را (که معمولاً در مکتب «سنت‌گرا» مطالعه نمی‌شوند)، به عنوان شاهد و قرینه در نظر می‌گیرند. «تجدیدنظرطلبان» بخش عمده یا تمامی زندگینامه‌های روایی حضرت محمد(ص) را ساختگی می‌دانند. در دهه‌های اخیر با تألیف آثار کسانی چون خوتیر یُنبُل، هارالد موتسکی و گرگور شوئلر، با تلفیق و تصحیح دو رویکرد سنت‌گرا و تجدیدنظرطلب، نقدهای جدی در پژوهش‌های اسلام‌شناسی و سیره‌نگاری انجام گرفته است.
نسل جوان‌ترِ تجدیدنظرطلبان پس از جان وَنْزبُرو و شاگردانش پاتریشیا کِرونه و مایکل کوک خود را «شکّاکان نوین» نامیدند. برخی از آنان مانند یهودا د. نِوو، یودیت کورن و کارل‌- هاینتس اُهلیش تا آنجا پیش می‌روند که پیامبر اسلام(ص) را کاملاً ساختگی می‌دانند. مهم‌ترین نقدهای نظریه‌ی شکّاکیت نوین عبارتند از: بشارت حضرت عیسی(ع) به نبوت حضرت محمد(ص) در کتب مقدس پیشین؛ معجزه قرآن به عنوان اثر جاویدان پیامبر(ص) اسلام؛ وجود آیات فراوان در قرآن درباره‌ی حضرت محمد(ص) و بعثت ایشان؛ شواهد و قراین متواتر براى اثبات وجود و نبوت پیامبر اسلام(ص)؛ اظهارات اثباتیِ اندیشمندان غربی درباره‌ی حضرت محمد(ص)؛ چاپ و نشر انبوهی از کتاب‌های پوزش‌طلبانه از سوی برخی از مستشرقان شامل زندگینامه‌ها و سیره‌های تجدید نظرشده درباره‌ی پیامبر اسلام(ص) در اروپا در دهه‌های آغازین قرن بیستم میلادی و انکار تصویرگریِ منفیِ اروپایی نسبت به حضرت محمد(ص)؛ ارائه‌ی پاسخ به شکّاکیت افراطی وَنْزبُرو، کِرونِه و کوک و شکّاکان نوین با اعتباربخشیِ روایات قرن اول هجری توسط قائلان رویکرد بازگشتی یا انتقادی و بازآفرینی مفاد سیره‌ی ابن اسحاق از روی جوامع روایی پس از او مانند طبری و ابن هشام.

کلیدواژه‌ها