نقش معرفت شناسی دوره مدرن بر عقل گریزی و تکنیکالیزم در روان شناسی و مشاوره

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار مشاوره، گروه علوم تربیتی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

چکیده
مدرنیزم دوره‌ای از تاریخ غرب بوده که با مبانی انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی خود بر همه علوم از جمله علوم انسانی و نظریه‌های روان‌شناسی و مشاوره اثرگذار بوده است. از میان این مبانی، مبانی معرفت‌شناسی با تمرکز بر تجربه و خردگرایی در ترکیب با پراگماتیزم پیامدهایی داشت که از جمله آنها می‌توان به سکولار شدن عقلانیت، بی‌معناشدن جهان، جدایی دانش از ارزش و پراگماتیزم اشاره کرد. پراگماتیزم با تمرکز بر وجه عملی و فایده‌مندی عملی خِرد، منجر به شکل گیری مفهوم هوش گردید که غایت آن انطباق و سازگاری با شرایط محیطی است. نتیجه این خردگراییِ اومانیستی با تکیه بر بعد عملی عقل، جایگزینی هوش به جای عقلانیت شد که اثرات عمیقی بر کاربست مشاوره و روان‌شناسی برجای گذاشت. از جمله این تاثیرات، می‌توان به فن گرایی و تکنیک‌گرایی افراطی اشاره نمود. عمل گرایی و دوری از عقل‌ورزی (عقل عملی و نظری متصل به وحی یا عقل خداسو) منجر به تهی شدن دستورات مشاوره‌ای از پشتوانه عقلی و الهی شد. نتیجه این امر، غیرواقعی بودن و نسبی‌گرایی گزاره-های اخلاقی و دستوری (بایدها و نبایدهای توصیه‌ای و تجویزی) شد که در ارائه توصیه‌های فردگرایانه، لذت‌گرایانه و احساس-گرایانه برخی مشاوران و روان‌شناسان به مراجعان مشهود است. توصیه‌هایی که هدفش، همنوایی با اکثریت، عادی‌انگاری رفتارهای غیراخلاقی و بعضاً غیر انسانی و کنارآمدن با وضعیت موجود و نهایتا سرکوب فطرت الهی مراجع است.

کلیدواژه‌ها