بررسی علل ضرورت ایجاد تحول در علوم انسانی رایج در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه معارف اسلامی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران

چکیده
هدف: در عصر حاضر علوم انسانی مرسوم بدلیل ریشه داشتن در پارادایم های سکولار و انسان محوریِ غرب مطابقتی با الزامات تمدن اسلام ندارد. از این حیث ارائه چارچوب نظری با هدف همسویی علوم انسانی با مؤلفه های مُنبعث از نگرش دینی نه تنها یک ضرورت معرفتی است، بلکه بعنوان پیش شرط در حصول تمدن نوین اسلامی می بایست مورد توجه قرارگیرد. بنابراین پرسش اصلی این است که چه گزاره ها و دلایلی می تواند ضرورت ایجاد تحول در علوم انسانی را با هدف تحقق تمدن نوین اسلامی تبیین نماید؟ روش: در این پژوهش که ماهیت کیفی و نظری دارد روش نمونه‌گیری بر مبنای نمونه‌گیری هدفمند از منابع مکتوب و متون اصیل اسلامی انجام گرفته است. بدین معنا که به جای انتخاب جامعه آماری انسانی، داده‌های پژوهش از طریق مطالعه نظامند‌ متون معتبر گردآوری شده است. این منابع شامل برخی متون دینی و آثاری برجسته در حوزه های معرفت شناختی علوم انسانی و همچنین سخنرانی ها بوده است. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که مقوله تحول علوم انسانی که به مثابه‌ زیرساخت گذار از جامعه امروزی به تمدن نوین اسلامی ضرورت دارد،بدین معناست که بازسازی علوم انسانی نه در سطح محتوا و موضوعات، بلکه در سطح پارادایم و بنیان‌های فلسفی و معرفتی باید انجام پذیرد.در این چارچوب، پژوهش حاضر نشان می‌دهد که علوم انسانی اسلامی با اتکاء به حقیقت‌گرایی الهی، غایت‌مندی وجود و کرامت ذاتی انسان، می‌تواند الگوها و نظریه‌های اجتماعی‌ را تولید کند. ایده هایی که نه تنها پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی است، بلکه ظرفیت تمدن‌سازی دارد.

کلیدواژه‌ها


منابع  
۱.ابن‌خلدون. (۱۳۵۹). مقدمه (ترجمه محمد پروین گنابادی). تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
۲.آنتونی گیدنز. (۱۳۷۸). تجدد و تشخص (ترجمه ناصر موفقیان). تهران: نشر نی.
۳.بابایی، ح. (۱۳۹۹). تنوع و تمدن در اندیشه اسلامی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
۴.تافلر، ا.، و تافلر، هـ. (۱۳۷۶). به سوی تمدن جدید (ترجمه محمدرضا جعفری). تهران: سیمرغ.
۵.جعفری، م. ت. (۱۳۷۶). ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه (جلد ۱). تهران: دفتر نشر اسلامی.
۶.جوهری، ا. ب. ع. (۱۹۸۴). صحاح اللغه (چاپ سوم). بیروت: دارالعلم.
۷.حسن‌زاده آملی، ح. (۱۳۸۲). هستی از منظر اسلام. قم: نشر فارابی.
۸..حسینیان، م. ب. (۱۳۹۱). علوم انسانی و تمدن‌سازی. بازیابی‌شده از http://isaq.ir/hoseiniyan.91/02/03
۹.خامنه‌ای، س. ع. (۱۳۹۷). بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران. بازیابی‌شده از http://farsi.khamenei.ir/message-content?id_41673
۱۰.خامنه‌ای، س. ع. (بی‌تا). مجموعه بیانات. بازیابی‌شده از http://www.khamenei.ir
۱۱.خسروپناه، ع. (۱۳۸۵). فلسفه‌های مضاف. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
۱۲.خسروپناه، ع. (۱۳۹۲). در جستجوی علوم انسانی اسلامی: تحلیل وضعیت کنونی و ارائه راهبردهای آینده. تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
۱۳.ارتگای گاست، خ. (۱۳۷۶). انسان و بحران (ترجمه احمد تدین). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
۱۴.دورانت، و. (۱۳۷۶). تاریخ تمدن (ترجمه احمد آرام، پاشایی و آریان‌پور، جلد ۱). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
۱۵.دورکیم، ا. (۱۳۹۱). جامعه‌شناسی و فلسفه (ترجمه مرتضی ثاقب‌فر). تهران: انتشارات علم.
۱۶.دهخدا، ع. ا. (۱۳۷۷). لغت‌نامه دهخدا (چاپ دوم). تهران: دانشگاه تهران.
۱۷.دیلتای، و. (۱۳۸۸). مقدمه‌ای بر علوم انسانی (ترجمه منوچهر صانعی دره‌بیدی). تهران: انتشارات ققنوس.
۱۸.راغب اصفهانی، ح. ب. م. (۱۴۱۲ق). المفردات فی غریب القرآن (تحقیق صفوان عدنان داوودی). دمشق: دارالعلم الشامیه.
۱۹.رجایی، ح. (۱۳۸۹). آفرینندگی، تفکر جانبی و باور دینی (درآمدی به تولید علوم انسانی اسلامی). اصفهان: انتشارات شهر من.
۲۰.رجبی، م. (۱۳۹۰). علل ناکارآمدی علوم انسانی موجود و راهکارهای تحول آن. فصلنامه علوم انسانی اسلامی، ۱(۱).
۲۱.روشه، م. ت. (۱۳۹۵). روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی از دیدگاه شهید صدر. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
۲۲.شریفی، ا. ح. (۱۳۹۳). مبانی علوم انسانی اسلامی. تهران: آفتاب توسعه.
۲۳.شولتس، د. (۱۳۷۵). روان‌شناسی کمال (ترجمه گیتی خوشدل، چاپ ششم). تهران: نشر البرز.
۲۴.صدرالدین شیرازی، م. (۱۳۸۰). الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة (جلد اول). تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
۲۵.عطاس، س. م. ن. (۱۹۹۵). اسلام و دنیوی‌گرایی (ترجمه احمد آرام). تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
۲۶.عمید، ح. (۱۳۷۱). فرهنگ فارسی عمید. تهران: امیرکبیر.
۲۷.فوکو، م. (۱۳۷۹). ایران روح یک جهان بی‌روح (ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهان‌دیده). تهران: نشر نی.
۲۸.گلشنی، م. (۱۳۸۹). از علم سکولار تا علم دینی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
۲۹.گولدنر، آ. (۱۳۷۳). بحران جامعه‌شناسی غرب (ترجمه فریده ممتاز، چاپ دوم). تهران: شرکت سهامی انتشار.
۳۰.یونگ، ک. گ. (۱۳۸۵). انسان مدرن در جستجوی معنا. سیاست غرب، (۳۸)، ۱۱۱۴.
۳۱.لوکاس، ه. (۱۳۶۶). تاریخ تمدن (ترجمه عبدالحسین آذرنگ). تهران: مؤسسه کیهان.
۳۲.مطهری، م. (۱۳۶۲). فطرت. تهران: انتشارات صدرا
1.         Bakar, O. (1999). The history and philosophy of33.
2.         Islamic science. Cambridge: Islamic Texts Society.34
3.         Taylor, C. (2007). A secular age. Cambridge, MA: Belknap Press of Harvard University.35
4.         Smith, L. T. (2003). Decolonizing methodologies: Research and indigenous peoples. London: Zed Books.
5.         Barry, A., & Born, G. (Eds.). (2013). Interdisciplinarity: Reconfigurations of the social and natural sciences. London: Routledge.
6.         Kuhn, T. S. (1962). The structure of scientific revolutions. Chicago: University of Chicago Press.